تذکر به متولیان حکومتی

7 اوت 2010

امیرمنصورمعزی پباییز86

به نام حضرت دوست

اخيرا ادبياتي را در مهاورات بين افراد حکومتي مي شنوم و يا مطالعه مي کنم که برايم بسيارزجر آور و ناراحت کننده و از سويي مايه تعجب است. زجرآور از آن جهت که گاهي کمترين ملاحضه اي از حيث گفتمان ديني در خطاب برخي از ايشان مشاهده نمي شود و اين در ميان مسوليني که خود را متوليان حکومت اسلامي مي خوانند جاي نگراني را ايجاد مي کند. چه آنکه اگر بپذيريم تمام حرکات ، گفتار وحتي نيات ما در محضر خداوند متعال شکل مي گيرد ، بايد مطمئن باشيم که در نزد او مواخذه خواهيم شد . اين جاست که پا به عرصه تعجب مي گذارم . مگر مي شود که ما ديندار باشيم و با بدترين کلمات يکديگر را خطاب کنيم ؟ مگر مي شود به خاطر رضاي خدا به انجام معصيت بپردازيم و همچون کودکاني که تمييز نمي دهند آنچه را که نمي دانيم با قاطعيت تمام به يکديگر نسبت دهيم ؟ خواندن مطالب روزنامه ها فارغ از جهت سياسي و جناحي ايشان آنچنان کريه شده است که هيچ ميل و رغبتي به آنها ندارم . همه خود را ديندار و متولي دين ومملکت و دلسوز مردم نشان مي دهند ،در حالي که با اندکي تعمق در نوشتار و گفتار ايشان به عينه جز بي ديني و بي اعتقادي چيزي يافت نمي شود. امروز هر کس با نداي وا اسلاما ووادينا ووامحمدا ،آنچنان به ديگري حمله مي کند که با اندک مداقه اي آثار بي تقوايي و خودخواهي و کينه و حسادت را مي توان از آن يافت اما مشکل اساسي اينجاست که همه خوانندگان مطالب اهل دقت نيستند و لذا در کوتاه زماني مطالب هجو وناروا دربين مردم شکلي واقعي پيدا مي کند ودهان به دهان مي چرخد.کافي است در طول روز کمي در کوچه و خيابان و بازار بچرخيد،به خوبي خواهيد ديد که مردم از انواع گوناگون سني و شغلي ، اعم از با سواد و بي سواد نسبت هايي را که متوليان امر به يکديگر حوالت فرموده اند ، باآب و تابي مثال زدني به انضمام تمام برداشت هاي شخصي خود براي ديگر نقل مي کنند.واقعا مسوليت اين همه دروغ وگناه وآبروي به تاراج رفته که روزانه در ميادين شهر به چوب حراج عده اي جاهل يا مغرض گذاشته مي شود به عهده کيست؟آيا حکومت اسلامي اولين مسئوليتش اصلاح جامعه از فساد و تباهي و معاصي کبيره نيست ؟ و آيا دروغ،تهمت،افتراو هتاکي و نشانه رفتن آبروي مومنين که منشاء اصلي آن سخنان بي مهاباي برخي متوليان سياسي کار است از جمله گناهاني نيست که امروزه دامن گير جامعه ايراني ما شده است؟آيا اين خجالت آورنيست که گفتمان زشت ما، با آب و تابي فراوان از زبان آنهايي که هرگز دوستان خاک ايران نبوده ونخواهند بودبه سراسر جهان مخابره شود و از دور براي شفاي ما نسخه هاي کور کننده ارسال کنند؟ آيا اين ما نيستيم که آنها را تشويق وجامعه را به سويي ناصواب هدايت مي کنيم؟ آيا نبايد خوف آن داشته باشيم که همچون خوارج در صف اول نماز بايستيم و بر فرق قرآن ناطق شمشير کينه بزنيم ؟ آيا نبايد بترسيم که همچون مقابله کنندگان با امام حسين عليه السلام در حالي در مقابل او به قتال بپردازيم که او را خارجي و ضد دين معرفي مي کنيم ؟ گمان مي کنيد آنهايي که در کارزار با معصومين خود را برحق مي دانستند ازعالمي ديگر آمده بودند؟ نه ….بسياري از ايشان همان هايي بودند که نشان سجده بر پيشاني داشتند و شبها رابه عبادت حضرت حق جل و اعلي شب زنده داري مي کردند. بسياري از ايشان از خوف خداوند به کارزار با خدا پرداخته بودند؟؟!!! بترسيم از روزي که آن را ( يوم تبلي السرائر ) نام گذاشته اند و در آن روز ديگر هيچ پنهاني وجود نخواهد داشت . بهراسيم از آن که خداوند از رگ گردن به ما نزديک تر است و از همه نيات نهان و آشکار ما آگاه است . نگران باشيم از آن روزي که به واسطه اعمال و گفتاري که بر اساس جهل يا پيروي از جاهلان و بد انديشان انجام داده ايم به بدترين وجوه مورد مواخذه خواهيم بود و هرگز جهلمان به موضوع به فريادمان نخواهد رسيد. چه خوب بود که با تبه نام حضرت دوست اخيرا ادبياتي را در مهاورات بين افراد حکومتي مي شنوم و يا مطالعه مي کنم که برايم بسيارزجر آور و ناراحت کننده و از سويي مايه تعجب است. زجرآور از آن جهت که گاهي کمترين ملاحضه اي از حيث گفتمان ديني در خطاب برخي از ايشان مشاهده نمي شود و اين در ميان مسوليني که خود را متوليان حکومت اسلامي مي خوانند جاي نگراني را ايجاد مي کند. چه آنکه اگر بپذيريم تمام حرکات ، گفتار وحتي نيات ما در محضر خداوند متعال شکل مي گيرد ، بايد مطمئن باشيم که در نزد او مواخذه خواهيم شد . اين جاست که پا به عرصه تعجب مي گذارم . مگر مي شود که ما ديندار باشيم و با بدترين کلمات يکديگر را خطاب کنيم ؟ مگر مي شود به خاطر رضاي خدا به انجام معصيت بپردازيم و همچون کودکاني که تمييز نمي دهند آنچه را که نمي دانيم با قاطعيت تمام به يکديگر نسبت دهيم ؟ خواندن مطالب روزنامه ها فارغ از جهت سياسي و جناحي ايشان آنچنان کريه شده است که هيچ ميل و رغبتي به آنها ندارم . همه خود را ديندار و متولي دين ومملکت و دلسوز مردم نشان مي دهند ،در حالي که با اندکي تعمق در نوشتار و گفتار ايشان به عينه جز بي ديني و بي اعتقادي چيزي يافت نمي شود. امروز هر کس با نداي وا اسلاما ووادينا ووامحمدا ،آنچنان به ديگري حمله مي کند که با اندک مداقه اي آثار بي تقوايي و خودخواهي و کينه و حسادت را مي توان از آن يافت اما مشکل اساسي اينجاست که همه خوانندگان مطالب اهل دقت نيستند و لذا در کوتاه زماني مطالب هجو وناروا دربين مردم شکلي واقعي پيدا مي کند ودهان به دهان مي چرخد.کافي است در طول روز کمي در کوچه و خيابان و بازار بچرخيد،به خوبي خواهيد ديد که مردم از انواع گوناگون سني و شغلي ، اعم از با سواد و بي سواد نسبت هايي را که متوليان امر به يکديگر حوالت فرموده اند ، باآب و تابي مثال زدني به انضمام تمام برداشت هاي شخصي خود براي ديگر نقل مي کنند.واقعا مسوليت اين همه دروغ وگناه وآبروي به تاراج رفته که روزانه در ميادين شهر به چوب حراج عده اي جاهل يا مغرض گذاشته مي شود به عهده کيست؟آيا حکومت اسلامي اولين مسئوليتش اصلاح جامعه از فساد و تباهي و معاصي کبيره نيست ؟ و آيا دروغ،تهمت،افتراو هتاکي و نشانه رفتن آبروي مومنين که منشاء اصلي آن سخنان بي مهاباي برخي متوليان سياسي کار است از جمله گناهاني نيست که امروزه دامن گير جامعه ايراني ما شده است؟آيا اين خجالت آورنيست که گفتمان زشت ما، با آب و تابي فراوان از زبان آنهايي که هرگز دوستان خاک ايران نبوده ونخواهند بودبه سراسر جهان مخابره شود و از دور براي شفاي ما نسخه هاي کور کننده ارسال کنند؟ آيا اين ما نيستيم که آنها را تشويق وجامعه را به سويي ناصواب هدايت مي کنيم؟ آيا نبايد خوف آن داشته باشيم که همچون خوارج در صف اول نماز بايستيم و بر فرق قرآن ناطق شمشير کينه بزنيم ؟ آيا نبايد بترسيم که همچون مقابله کنندگان با امام حسين عليه السلام در حالي در مقابل او به قتال بپردازيم که او را خارجي و ضد دين معرفي مي کنيم ؟ گمان مي کنيد آنهايي که در کارزار با معصومين خود را برحق مي دانستند ازعالمي ديگر آمده بودند؟ نه ….بسياري از ايشان همان هايي بودند که نشان سجده بر پيشاني داشتند و شبها رابه عبادت حضرت حق جل و اعلي شب زنده داري مي کردند. بسياري از ايشان از خوف خداوند به کارزار با خدا پرداخته بودند؟؟!!! بترسيم از روزي که آن را ( يوم تبلي السرائر ) نام گذاشته اند و در آن روز ديگر هيچ پنهاني وجود نخواهد داشت . بهراسيم از آن که خداوند از رگ گردن به ما نزديک تر است و از همه نيات نهان و آشکار ما آگاه است . نگران باشيم از آن روزي که به واسطه اعمال و گفتاري که بر اساس جهل يا پيروي از جاهلان و بد انديشان انجام داده ايم به بدترين وجوه مورد مواخذه خواهيم بود و هرگز جهلمان به موضوع به فريادمان نخواهد رسيد. چه خوب بود که با تعمق در ايات الهي و دستورات ديني از سخن گفتن بدون علم خودداري مي کرديم . چه خوب بود اگر قبل از هر سخن گفتني ، خودمان را به جاي آن که براو حمله مي کنيم قرار مي داديم . چه خوب بود که مي فهميديم ما پيرو ديني هستيم که پيامبر آن (( اشداءعلي الکفار، رحما بينهم )) بود. چه خوب بود که مي دانستيم هر که شهادتين را به زبان جاري ساخت از مقام کفر کناره گيري کرده و مصداق بينهم قرار مي گيرد.چه خوب بود که اندکي ، تنها اندکي به گذشته بازمي گشتيم بدون آنکه آن را ارتجاع بناميم و به ياد آن روزهايي که به هم نياز داشتيم و به يکديگر در جهت يک هدف واحد بي دريغ خدمت مي کرديم در گفتار و اعمال امروزمان تجديد نظر مي کرديم . بدانيم که فرصت اندک است و به زودي به تاريخ خواهيم پيوست و هر آنچه مي کاريم ،خود در عالمي ديگر و فرزندانمان در همين جهان درو خواهند کرد. عمق در ايات الهي و دستورات ديني از سخن گفتن بدون علم خودداري مي کرديم . چه خوب بود اگر قبل از هر سخن گفتني ، خودمان را به جاي آن که براو حمله مي کنيم قرار مي داديم . چه خوب بود که مي فهميديم ما پيرو ديني هستيم که پيامبر آن (( اشداءعلي الکفار، رحما بينهم )) بود. چه خوب بود که مي دانستيم هر که شهادتين را به زبان جاري ساخت از مقام کفر کناره گيري کرده و مصداق بينهم قرار مي گيرد.چه خوب بود که اندکي ، تنها اندکي به گذشته بازمي گشتيم بدون آنکه آن را ارتجاع بناميم و به ياد آن روزهايي که به هم نياز داشتيم و به يکديگر در جهت يک هدف واحد بي دريغ خدمت مي کرديم در گفتار و اعمال امروزمان تجديد نظر مي کرديم . بدانيم که فرصت اندک است و به زودي به تاريخ خواهيم پيوست و هر آنچه مي کاريم ،خود در عالمي ديگر و فرزندانمان در همين جهان درو خواهند کرد.

Advertisements

نامه سرگشاده به ایه اله مکارم شیرازی

16 فوریه 2010

به نام خدا
حضرت آیه اله مکارم شیرازی دام عزه
با سلام
احتراما مطالب منتشره به نقل از حضرت مستطاب عالی در جراید کشور پیرامون انتقاد از اختصاص جوایز بازیگران جشنواره فیلم فجر و همچنین به کار بردن الفاظی در خصوص این قشر زحمتکش ، برآنم داشت تا در مختصری سرگشاده توجه حضرت عالی را به نکاتی که احیانا به واسطه مشغله فراوان و عدم حضور مستمر در اجتماع مردم برایتان مستور مانده و با به دلیل عدم دقت و توجه اطرافیان و مشاوران به انتقال صحیح انچه در جامعه می گذرد موجبات عدم اشراف شما را فراهم نموده است ، معطوف دارم .
امید که موجب تکدر خاطر حضرت عالی از صراحت لهجه ای که به برکت کسب معارف از محضر دروس اساتیدی همچون خود شما و سایر مراجع عظام و مدرسین گرانقدرحوزه نصیبم گردیده است فراهم نگردد.
همچنین از عموم مطالعه کنندگان ارجمند تقاضا دارم به دور از تعصبات صنفی و یا سیاسی جلوه دادن مطالب در نکات مورد اشاره مداقه نموده و چنانچه انتقادی بر موارد مورد عرضه داشتند آن را به مباحثه علمی مبدل نمایند تا از این رهگذر همگی در جهت منافع عامه اجتماع بهره مند گردیم و مباد که دست مایه ای برای تمسخر و استهزاء اجنبی فراهم نماییم.
1- در خطاب حضرت عالی آمده است : ( از خزانه ملت برای بازیگران حاتم بخشی نشود ) جای تعجب است که پس از گذشت سالها برگزاری جشنواره های مختلف فرهنگی و هنری که هر کدام در صنف مربوط به خود تاثیر مجزا و سهام مختلفی داشته اند این موضوع مورد اشراف حضرت عالی نیست که اصولا محل تامین بودجه جشنواره ها در دستگاه های مربوطه از سال قبل پیش بینی و در لایحه بودجه به مجلس تقدیم و النهایه پس از بحث و بررسی و تصویب در اختیار شورای نگهبان قرار گرفته و در صورت تشخیص عدم مغایرت با قانون و شرع به مورد اجرا گذاشته می شود ، در این میان چند نکته حائز اهمیت است : اولا نیاز جامعه به برگزاری این جشنواره اصولا در راستای سیاست های فرهنگی نظام برنامه ریزی می شود و بی شک کارشناسان مختلف حوزه های گوناگون به بررسی و ارزیابی آن می پردازند و در این صورت با تشخیص نیاز از سوی وزارت خانه مجری ، بودجه مورد نیاز آن مورد پیشنهاد قرار می گیرد که از فیلتر های دولت ، کمیسیون تلفیق مجلس ، صحن علنی مجلس ، شورای نگهبان عبور نموده و در نهایتپس از هزینه کرد نیز، انطباق مصرف بودجه آن با قوانین موضوعه از کانال دیوان محاسبات مورد بررسی واقع می شود . ثانیا : حتما حضرت عالی نیز تایید می فرمایید که این پیچ و خم های معرفی شده فوق ، همه بر اساس قوانین موضوع قانون اساسی ایجاد گردیده اند که بی شک سیر مراحل تدوین و تصویب قانون اساسی مورد عنایت شما می باشد و نیازی به تکرار آن نیست .
با این همه به نظر می رسد از خزانه ملت اصولا برای کسی حاتم بخشی نشده است بلکه بر اساس نظام برنامه ریزی کشور و درراستای رفع نیاز فرهنگی کشور بودجه ای که البته در مقایسه با بودجه بسیاری از بخش های غیر ضروری دیگر ناچیز به شمار می آید در اختیار دستگاه مجری جشنواره قرار گرفته است .
در این میان اگر سخنان حضرت عالی میزان قرار بگیرد ، بی شک بسیاری از محکمات مسلم قانون گذاری کشور زیر سوال میرود ، چراکه نمایندگان همان ملتی که شما اشاره فرمودید بودجه مربوطه را تصویب کرده اند و حقوق دانان مورد تایید نمایندگان مردم و فقهای مورد تایید رهبری عدم مغایرت آن با شرع و قانون را از نظر گذرانده اند و همه این اقدامات نیز درراستای قانون است که پاسداشت آن مورد تاکید همگان بوده و وچه بسیاری عدم توجه به آن نیز چماقی است که بر علیه مخالفان علم می شود. لذا گمان می شود که انتقاد استاد گرانقدرم حین برگزاری جشنواره و در حاشیه درس به جا نباشد و چنانچه تذکرات خود رابه هنگام وبه مسولین و برنامه ریزان ارائه فرمایید ای بسا که مورد توجه نیز قرار گیرد.
2-جای تعجب و صد البته تاسف است که در سخنان حضرت عالی هیچگونه مرزبندی بین هنرمندان متعهدی که عاشقانه عمر خود را در جهت اعتلای فرهنگ ناب واصیل ایرانی و اسلامی با همه سختی ها و مرارتهایی که بر عالم هنر در این کشور می گذرد سپری نموده اند وجود ندارد و به راحتی با خطاب قراردادن بازیگران چنان فرموده اید که شنونده گمان می کند بازیگران هالیوودی و یا فیلم های پُرنو در جشنواره فیلم فجر حضور یافته و قراراست که مورد تشویق قرارگیرند . در حالی که در صفوف مرزبندی هنرمندان همین بس که گروه های منحرف و لاابالی به خودی خود از عالم هنر مطرود شمرده می شوند . به گمانم اینگونه به مهابا سخن گفتن در خصوص آنچه که اشراف به آن نداریم جز رواج تهمت و افترا در جامعه کمک دیگری نخواهد نمود و جز دلخوری اهالی هنر و بی اعتمادی ایشان به عالمان دینی دوره ی معاصر تاثیر دیگری در بر نخواهد داشت .
3- بی شک حساسیت جناب عالی در خصوص خزانه مردم ستودنی است اما ای کاش با کمی مداقه در سایر سطوح اجتماعی بنگرید که چگونه بیت المال بدون اذن و اجازه و برنامه در جای جای این کشور به باد فنا رفته است . ای کاش ببینید مراکر فرهنگی و درمانی و ورزشی و مذهبی ای را که در سال های اخیر همانند قارچ و بر اساس سلیقه منطقه ای و برای کف و هورا کشیدن مردم حین سفرهای مسولین به مناطق مختلف کشور ،از زمین سبز شده اند و سال هاست که خاک می خورند و البته برای وحوش مناطق جای خرسندی داشته که سر پناهی برای زمستان خود پیدا کرده اند . در همین مناطق بسیاری جوان بیکار و دختر دم بخت و خانواده نیازمند که شما اشاره فرموده ایدوجود دارند که کمیته امداد البته با ماهی بیست هزارتومان به امداد ایشان رفته است !!!! و صد البته مجریان و مسولین امر همچون همیشه به انکار آن حواهند پرداخت ، اما واقعیت های عینی قابل کتمان نیست .
4 – به گمان نگارنده اهالی هنر در کشور ایران از نجیب ترین و شریف ترین و کم توقع ترین اقشار اجتماعی به شمار می روند که با کمترین چشمداشت در جهت اعتلای فرهنگ گام برداشته و علیرغم دستمزد های ناچیزو مشکلات معیشتی فراوان ، بخش اعظمی از نقصان های دستگاه های متولی فرهنگ در این کشور را به دوش کشیده اند و از استاد و درس و عالم ومدرسه بیش ترمورد توجه قرار گرفته اند. نمی توان انکار کرد که نقش هنرمندان بازیگر و فیلمسازان کشور درفرهنگ سازی عمومی و القای مفاهیم مورد نظر و نیاز کشوردر بسیاری از موارد پررنگ تر از سایر اقشار تاثیر گزار بوده است . علی هذا این که توجهی به این قشر در جامعه نمی شود به تنهایی کافی است و دیگر توهین و تحقیر و از این دست ، ظلم مضاعف به ایشان خواهد بود .
امید انکه خداوند کلام و کردار ما را در جهت ساختن اجتماعی مقبول تقویت فرماید .

با اعتذار و تقدیم احترامات فائقه
امیر منصور معزی